محمد ابراهيمى وركيانى

145

تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )

به‌دنبال اين عهدنامه ، مردم خزاعه اعلام كردند كه ما با محمد هم‌پيمان هستيم و بنىكنانه نيز كه رقيب آنان بودند ، هم‌پيمانى با قريش را اعلام داشتند . پيامبر پس از انعقاد صلح دستور داد كه مسلمانان قربانىهاى خود را نحر كنند و سپس حلق و تقصير نمايند ، ولى كسى به فرمان پيامبر ( ص ) عمل نكرد ؛ زيرا خروج از احرام و ناتمام گذاردن عمره پس از اين‌همه تحمل شدايد ، برايشان دشوار بود . پيامبر ( ص ) با نگرانى به چادر خود - كه همسرش ام‌سلمه نيز در آن حضور داشت - بازگشت . ام‌سلمه پرسيد : يا رسول‌الله ! چه شده است ؟ پيامبر سه بار سؤال او را پاسخ نداد ، تا اينكه فرمود : « من به اينها فرمان دادم قربانى كنند و حلق و تقصير نمايند ، ولى با اينكه صداى مرا مىشنيدند و مرا مىديدند ، كسى از آنان پاسخ مثبت نداد . » ام‌سلمه گفت : « يا رسول‌الله ! شما خود قربانى كنيد و حلق نماييد ، مردم نيز چنين خواهند كرد . » پس از لحظاتى پيامبر از چادر خويش خارج شد و قربانى كرد و سر تراشيد و درپى آن مسلمانان نيز به‌سرعت از او پيروى نمودند . ام‌سلمه مىگويد آن‌چنان مردم هجوم آورده بودند كه من ترسيدم يكديگر را صدمه زنند . آنان در ربودن موهاى پيامبر به‌هنگام حلق بر يكديگر سبقت مىگرفتند و با آن تا بعد از وفات حضرت بيماران خود را شفا مىبخشيدند . « 1 » نگرانى اصحاب از محتواى صلح‌نامه صلح پيامبر با مردم مكه و بازگشت او به مدينه براى مسلمانان غيرمنتظره بود ؛ چراكه براساس خواب پيامبر مطمئن بودند كه موفق به زيارت خانه خدا خواهند شد . ازاين‌رو آماده بودند كه اگر مردم مكه مانع شوند ، با آنها پيكار نمايند و اين توانايى را براى خويش احساس نموده و دشمن را نيز به اندازهء كافى ضعيف مىديدند . مهم‌تر اينكه آنها محتواى صلح‌نامه را عادلانه ندانسته ، تعهد پيامبر نسبت به بازگرداندن فرارىهاى مكه را با حرمت پناهندگى و حمايت دينى در تعارض مىديدند . از سويى مردم مكه نيز متعهد نبودند كه فراريان از سپاه

--> ( 1 ) . واقدى ، المغازى ، ج 1 ، ص 615 ؛ طبرى ، تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 471 . نيز بنگريد به : كلينى ، روضه كافى ، ص 326 .